حسرت

دسته : (جامعه)- نگارده شد توسط سید حمید محمدی در ۱۳-۱۰-۱۳۸۸

روزها شتابان می گذرند و سرگردانی و سرگشتگی در تندباد حادثه ها پایان نمی پذیرد. کشوری در رکود فرو رفته و بیشینه ی مردم در سکوت. کاش تعصبات و تعلقات، اجازه فرو افتادن پرده حقیقت، از پیش چشمان خفتگان آگاه و بیداران ناآگاه را در همین میانه کارزار می داد، ارابه زمان به سرعت می گذرد و در زیر چرخ های خود، استخوان های سست شده ی عزت کشور و ملتی را یک به یک در هم می شکند. کاش این صیحه ها و شیون ها، از پنبه های انباشته در گوش های آنان که باید بشنوند، بگذرد که بدان روز نرسیم که هنگامی که کاملا روح از کالبد این جسم زخم خورده خارج شد، در میانه قهقهه و پایکوبی انیران (غیر ایرانی ها)، همه باهم بر نعش بی جانش، نماز را قامت ببندیم و مویه کنیم و موی کنان و شیون زنان، افسوس امروزمان را بخوریم و اشک حسرت بریزیم…

در انتهای این مطلب، خواندن برگزیده ای از شعری زیبا از مهدی اخوان ثالث خالی از لطف نیست. باشد که میخ آهنین کلمات،این بار بر سنگ محکم افکار و مغزهای از تعصب منجمد، فائق آید:

سال ها زین پیش تر من نیز، خواستم کین پوستین را نو کنم بنیاد، با هزاران آستین چرکین دیگر، برکشیدم از جگر فریاد، “این مباد، آن باد” … ناگهان طوفان بی رحمی سیاه برخاست، پوستینی کهنه دارم من، یادگار از روزگارانی غبارآلود، مانده میراث نیاکانم مرا، این روزگار آلود. های فرزندم! بشنو و هشدار، بعد من این سالخورده جاودان مانند، با بر و دوش تو دارد کار، لیک هیچت غم مباد از این.

دیدگاه ها:

۱۳ دیدگاه برای حسرت

  1. غیر از طرز فکر و تحلیل عالی،نثر پخته ای هم داری سیدجان.موفق باشی

  2. ظاهرا که گوش شنوایی وجود نداره.واکنش ها به بیانیه مهندس موسوی که اینو نشون میده

  3. خیلی خوب بود ولی منم فکر نمی کنم گوش شنوایی باشه، ظاهرا تا مملکت کامل نابود نشه حکومت صداها رو نمیشنوه

  4. خیلی خوب بود حمیدجان، واقعا نثرت زیبا بود

  5. اگر گوش شنوایی بود که این همه وحشیانه آدم نمیکشتن،اینا فقط قدرت واسه شون مهمه،ملت هم واسه شون ارزشی نداره

  6. مثل شاه اینا هم دیرصدای انقلاب مردم رو میشنون،درست موقعی که در سیل خشم و قهرمردم غرق شدن

  7. Heife iran zamin ke ingoone paimale some in ghateran mishavad.
    aghaie mohandes tabrik migam nasretoon shiva va zibast.

  8. در ظاهر همراه و در باطن کمراه. بر نارفیقان شرم باد.
    سست عنصری مخرب ترین ضربه به ریشهء جنبش است. یامولا

  9. آهای مهندس شاعر،دیگه کم کم داری میزنی رو دست خواجه عبدالله انصاری ها.ولی جدی مطلب خیلی قشنگی بود،همان صورت و هم سیرتش.موفق باشی حمیدجان

  10. باید تا آخر پیش بریم و کار رو تموم کنیم. هیچ گوش شنوایی وجود نداره و نخواهد داشت

  11. هم مطلب شما هم شعر مرحوم اخوان ثالث واقعا مرتبط با روزگار امروز ماست کاش خیلی ها بتونن از تاریخ عبرت بگیرن.موفق باشید

  12. نمی دونستم نثر زیبایی دارید مهندس،متن زیبایی بود،امیدوارم تا رسیدن به صلح و ازادی ایران عزیز زنده باشیم و اون روزو ببینیم.

  13. حرفای قشنگ میزنی…
    انسانها نه بر اساس نیات٬ که بر اساس اعمالشان مورد قضاوت قرار میگیرن.شما قسمتی ازدرد جامعه ی ما رو بیان کردیده اید;کاری که همه ی ما در آن استادیم. امیدوارم که نیت شما ٬با عملی در همان جهت همراه باشه تا در جامعه شاهد تغییر باشیم.