آبان
۲۵هدفمند سازی یارانه ها
دسته : (اقتصاد)- نگارده شد توسط سید حمید محمدی در ۲۵-۰۸-۱۳۸۸
این روزها کمتر کسی است که سر و صدای این لایحه دولت (طرح تحول اقتصادی یا همان هدفمند کردن یارانه ها) به گوشش نرسیده باشد، حتی گروه قابل توجهی از مردم ما که معمولا از اخبار و اتفاقات روز کشور و تصمیمات خرد و کلان مملکتی بی اطلاع هستند و در اصطلاح سرشان برای سیاست و سیاست بازی درد نمی کند و فقط دغدغه زندگی روزمره خویش دارند و بس. حال سوال اینجاست که چرا این مساله اینگونه متمایز و برجسته شده است؟ جواب ساده ست، چون این لایحه به قدری در حیطه اجرایی گسترده است و در زندگی روزمره قشرهای مختلف تاثیرگذار، که عواقب آن، چه خوب و چه بد، دامن گیر غالب مردم کشور خواهد شد.
یک سوال کلی: مفهوم هدف مندسازی یارانه ها که اصلی ترین هدف لایحه تحول اقتصادی دولت است، چیست؟
در بیان ساده، حذف کمک های دولتی یا همان یارانه ها است که تاکنون برای تعدیل قیمت تمام شده محصولات به برخی صنایع یا مشاغل مختلف برای توانایی حضور در بازار و همچنین حفظ قدرت رقابت داده شده یا به صورت غیرمستقیم در برخی از اقلام مخصوصا اقلام اساسی مورد استفاده مردم نظیر آب، برق ، گاز، بنزین، آرد و… پرداخت می شود.
تا این جا که بخش اول این لایحه است، بحث ما کاملا روشن و واضح است ولی ابهامات و بحث و جدل ها، غالبا در حواشی بخش دوم این لایحه شکل گرفته است که به چگونگی مدیریت دولت بر آثار تورمی ناشی از حذف یارانه ها در فرآیند هدفمندسازی می پردازد.
یک سوال ساده: آثار تورمی ناشی از حذف یارانه ها چگونه است؟
یک جواب ساده تر: با یک محاسبه ساده و ابتدایی به راحتی قابل درک است که اگر به طور مثال به جای آرد کیلویی فقط و فقط ۷۵ ریال (با یارانه دولتی) آرد با نرخ آزاد به نانوایی ها عرضه شود، به علت بالا رفتن قیمت تمام شده نان، مسلما قیمت نان برای مصرف کننده نهایی درصد قابل توجهی افزایش می یابد یا به طور واضح تر اگر اکنون یک نگاه ساده به قبض برق منزل تان بیاندازید خواهید دید به طور مثال اگر مبلغ ۹۰۰۰ تومان به عنوان وجه پرداختی شما در آن قید شده باشد، در کنار آن مبلغی در حدود ۴۵-۵۰ هزار تومان به عنوان سهم یارانه دولتی ذکر شده است. این به این معنا است که در صورت حذف یارانه های دولتی، خانواده ای که هر دوماه یک بار مبلغی در حدود ۹۰۰۰ هزار تومان را به عنوان هزینه برق مصرفی خود پرداخت می کرده است، پس از حذف یارانه ها باید مبلغی بین ۵۵-۶۰ هزار تومان را تحت این عنوان بپردازد. خودتان به راحتی می توانید این مساله را به قبض گاز و آب و… هم تعمیم دهید.
در مورد دیگر بهای حامل های مختلف انرژی به طور مثال بنزین برطبق این لایحه در چند مرحله به قیمت فوب خلیج فارس که با توجه به قیمت جهانی نفت متغیر و معمولا رقمی مابین ۶۰۰ تا ۸۰۰ تومان برای هر لیتر می باشد افزایش خواهد یافت که با توجه به نرخ فعلی بنزین یارانه ای با قیمت ۱۰۰ تومان برای هرلیتر، افزایش حداقل ۶۰۰ درصدی قیمت بنزین را پس از حذف یارانه ها شاهد خواهیم بود. مانند مثال قبل خودتان این موضوع را به قیمت گازوییل و… تعمیم دهید. حال تصور کنید که با حداقل ۶ برابر شدن قیمت بنزین، نرخ کرایه حمل و نقل مسافر و مهم تر از آن هزینه ترانزیت و جابه جایی کالاها به چه مقدار تغییر خواهد نمود؟ محاسبه این قسمت هم بر عهده شما دوستان عزیز.
تا این جا بخش اول این مطلب که هدف آن اشاره و ذکر دورنمایی ساده و ملموس از چند بعد کوچک از تغییرات زندگی روزمره مردم بود بیان شد. با این پیش زمینه به مساله چرایی مطرح شدن این لایحه می پردازیم. اینکه آیا اصل موضوع هدفمند کردن یارانه ها، حرکت درست و منطقی است یا خیر؟ این بار در جواب باید گفت که بسیار ساده لوحانه است اگر کسی اصل و ضرورت اجرای این طرح را زیر سوال برده و نفی کند. با یک مقایسه آماری کوچک با دنیا پاسخ این سوال قابل درک تر می گردد. اینکه اگر مصرف سوخت کل کشورهای صنعتی را بر تعداد اتومبیل های آنها تقسیم کنیم به ازای هر اتومبیل در اروپا روزانه ۲ لیتر و در آمریکا ۴ لیتر بنزین مصرف می شود اما اگر این ضرب و تقسیم ساده را در خصوص کشور ایران صورت دهیم به رقم مصرفی ۱۱ لیتر در روز برای هر اتومبیل خواهیم رسید.. اینکه سرانه مصرف آب در کشور ما تقریبا دوبرابر الگوی جهانی مصرف در دنیاست و اینکه سرانه مصرف برق هر ایرانی ۳ برابر میانگین جهانی است و… (در این زمینه مطالعه این گزارش سایت خبری توانیر در مورد مقایسه عددی شاخص های مصرف انرژی و… در ایران با سایر کشورها را برای درک بهتر این واقعیت به شما دوست عزیز توصیه می کنم)
اینکه وجود یارانه های دولتی گسترده در سیستم اقتصادی به دلیل محدودیت توانایی نظارتی کامل، منجر به بروز رانت خواری های گسترده اقتصادی به سبب توزیع ناعادلانه یارانه ها در بخش های مختلف می گردد (بهتر است بگوییم گردیده است) که این مساله به خودی خود سبب ورشکستگی برخی صنایع به سبب رقابت نابرابر و ناسالم و در کنار آن ایجاد درآمدها و رونق کاذب برای برخی مشاغل و صنایع دیگر گردیده است. اینکه نقش اصلی دولت در اقتصاد با وجود داشتن اهرم های اقتصادی نظیر یارانه ها در دستانش به هیچ عنوان در عمل قابل کاهش نیست و بحث خصوصی سازی و همچنین کوچک کردن دولت، بدون لحاظ کردن این فاکتور اساسی، همچنان که تاکنون دیده ایم تنها به شبه دولتی شدن برخی صنایع و… منتهی شده است و ده ها و صدها دلیل ریز و درشت دیگر که زیر سوال بردن و نفی اصل اجرای این حرکت را به کاری احمقانه و به بیان برخی تنها سیاسی بدل می کند.
حال مشکل کار کجاست؟ این اختلاف نظرها و تردیدهای عمیق چه دلایلی دارد؟ جواب اکثر منتقدین یک عبارت است: قسمت دوم این لایحه، که در آن نقش و روش دخالت دولت برای مهار موج عظیم تورمی ناشی از حذف یارانه ها بیان شده است.
در لایحه اولیه دولت در هنگام ارائه به مجلس، جامعه به دهک های گوناگون تقسیم شده و این مطلب عنوان شده بود که یارانه ها به صورت نقدی به پنج دهک یعنی نیمی از جامعه که شرایط اقتصادی ضعیف تری دارند توسط دولت پرداخت گردد. در مورد مبلغ پرداخت نقدی دولت به ازای هرنفر در این پنج دهک از جامعه هم در ۹ ماه اخیر ارقام مختلفی ذکر شده است. آقای احمدی نژاد در نطق های انتخاباتی این مبلغ را ۸۰ هزار تومان به ازای هر نفر عنوان کرد یعنی به عبارتی ۳۲۰ هزار تومان در هرماه برای هر خانواده ۴ نفره که مشمول این طرح می شوند و البته تا این لحظه این مبلغ به ۲۰ هزار تومان برای هر نفر کاهش یافته است یعنی ۸۰ هزارتومان برای هر خانواده ۴ نفره مشمول این طرح. حال اینکه در نهایت این سیر نزولی به کجا ختم شود الله اعلم.
ولی در مجموع بحث قطعی در این بخش لایحه این موضوع است که از کل مبلغ درآمد ناشی از حذف یارانه ها، ۵۰ درصد به صورت پرداخت نقدی به مردم، ۳۰ درصد به عنوان کمک به صنایع مختلف و ۲۰ درصد به عنوان کمک به سازمان های زیرمجموعه دولت برای مهار ضربه ناشی از حذف یارانه ها، اختصاص یابد.
اکنون حتی اگر از بحث های حاشیه ای دیگر در مورد چگونگی نظارت بر خرج کردن این پول توسط دولت و اما و اگرها در مورد صحت مدیریت در توزیع این مبالغ کلان و نجومی و شائبه بوجود آمدن رانت خواری های گسترده بیشتر و… که بگذریم و با دیدی کاملا مطمئن و مثبت به ابن مساله بنگریم، بازهم سوالات جدی دیگری در مورد این روش اجرا به ذهن متبادر می شود:
سوال اول: درست است که نمی توان این واقعیت را انکار کرد که پروسه حذف یارانه ها ،آزاد کردن قیمت حامل های مختلف انرژی و ملزم کردن دولت به عدم دخالت گسترده در اقتصاد در تمامی کشورهای موفق در دنیا که به عنوان الگوی ما برای انجام این کار می باشند، موفقیت و شکوفایی اقتصادی بیشتر آن ها را به دنبال داشته است ولی باید این سوال هم پاسخ داده شود که در کشورهایی که به طور مثال قیمت حامل های انرژی آزاد است و دولت نقش کوچکی در اقتصاد دارد، میانگین درآمد افراد در آن جوامع، چند برابر کشور ماست و آیا جامعه ما در حال حاضر پتانسیل مواجهه با این تغییرات بنیادین را دارد؟
می دانیم که در کشور ما حداقل میزان حقوق بر طبق آخرین مصوبه وزارت کار مبلغ ۲۷۰ هزار تومان یا به عبارتی حدود ۳۰۰ دلار است.حال نگاهی ساده به میزان درآمد اقشار مختلف در جوامع الگوی ما نشان از این دارد که حداقل میزان حقوق در این کشورها به طور توسط رقمی بالاتر از ۱۰۰۰ دلار در هرماه می باشد (در آمریکا حداقل دستمزد در برای هر ساعت کار هفت دلار و بیست و پنج سنت می باشد یعنی به ازای هر روز کاری که ۸ ساعت می باشد حداقل دستمزد ۵۸ دلار است و این رقمی بالاتر از ۱۱۰۰ دلار حداقل دستمزد در ماه را در آمریکا نشان می دهد(یعنی بالای یک میلیون تومان حداقل دستمزد ماهیانه) در انگلیس و فرانسه حداقل دستمزد به ازای هر ساعت کار بین ۷ تا ۸ یورو متغیر است این یعنی حدود ۱۲۰۰ یورو در ماه (یعنی رقمی بالای یک میلیون و ششصد هزار تومان حداقل دستمزد ماهیانه) البته در کشورهای جنوب اروپا که اقتصاد ضعیف تری دارند و البته تا حدودی حمایت ها و نظارت های دولتی بر اقتصاد نیز وجود دارد، این رقم در حدود ۳ یورو برای هر ساعت است، یعنی ۵۲۸ یورو در هر ماه که بازهم رقمی بالاتر ۷۰۰ هزار تومان حداقل دستمزد در ماه را نشان می دهد.که این ارقام نشان می دهد که حداقل دستمزد در این کشورها، بین ۳ تا ۷ برابر حداقل دستمزد در کشور ما است، که این مساله، مسلما فشار بسیار شدیدتری به اقشار مختلف جامعه ما در مقایسه با آن کشورها در اثر حذف کامل یارانه ها را سبب خواهد شد. البته باید این نکته ظریف را هم در نظر گرفت که بسیاری از آن کشورها مانند کشور ما، خود دارای منابع غنی انرژی و تولید کننده نفت و گاز و بنزین و… نیستند و تنها خریدار حامل های مختلف انرژی آن هم با نرخ های آزاد بین المللی هستند چاره ای جز عرضه حامل های انرژی به نرخ آزاد بین المللی ندارند در حالیکه به طور مثال قیمت تمام شده تولید بنزین یا گاز در کشورما با توجه به داشتن منابع نفتی و گازی فراوان خدادادی، بسیار پایین تر از نرخ های بین المللی است.
سوال دوم: کمک نقدی دولت تا چه حدی می تواند حداقل شرایط فعلی اقتصادی را برای خانواده های ایرانی حفظ کند؟
برای روشن تر شدن جواب این سوال یک محاسبه ساده دیگر را باهم انجام می دهیم. در ابتدای این مطلب اشاره شد که وجه پرداختی به عنوان بهای برق مصرفی در صورت حذف یارانه ها به طور مثال از ۹۰۰۰ تومان (که البته این مبلغ هم هزینه برق فعلی یک خانواده ۲ یا حداکثر ۳ نفره است و نه بیشتر) به بیش از ۶۰ هزارتومان افزایش می یابد. یا به طور مشابه وجه پرداختی به عنوان بهای گاز مصرفی از ۹۰۰۰ تومان در خوش بینانه ترین حالت به بیش از ۵۰ هزار تومان افزایش خواهد یافت. از افزایش قیمت آب بها در این محاسبه هم کلا در می گذریم. تا اینجا تفاوت وجه پرداختی در حدود ۹۰ هزار تومان افزایش پرداخت، توسط ما را در طی دوماه نشان می دهد یعنی حدود ۴۵۰۰۰ هزار تومان افزایش پرداخت یک خانواده ۲ یا ۳ نفره در ماه پس از حذف یارانه ها آن هم فقط در قسمت افزایش بهای برق و گاز.
با اشاره ای که به آزاد شدن قیمت آرد در بحث قبلی نمودم، پیش بینی یک افزایش حداقل ۱۰۰ درصدی در بهای نان به عنوان غذای اصلی در جامعه ما یا به عبارتی همان قوت غالب مردم ما، خیلی دور از انتظار نخواهد بود. این یعنی به طور مثال قیمت نان لواش در حال حاضر ۳۰ تومانی به بیشتر از ۶۰ تومان خواهد رسید (خواندن این گزارش مرتبط از آشفتگی در قیمت عرضه نان در حال حاضر در تهران که حتی این طرح به اجرا هم نزدیک نشده است، خالی از لطف نیست)
با افزایش ۶۰۰ درصدی قیمت بنزین از رقم ۱۰۰ تومانی فعلی به حدود ۶۰۰ تومان پس از حذف یارانه ها، مسلما نرخ کرایه جابه جایی مسافر و مهم تر از آن هزینه حمل و نقل و جابه جایی کالاها و محصولات مختلف در بهترین حالت (که خیلی خیلی خوش بینانه است) افزایش ۱۰۰ درصدی را تجربه خواهد کرد. حذف یارانه کاغذ، افزایش قابل توجه نرخ کتاب ها مخصوصا کتاب های دانشگاهی و… که از کاغذ یارانه ای دولتی استفاده می کنند را به دنبال خواهد داشت. خارج شدن کامل مصالح مختلف ساختمانی از سبد حمایتی دولت، افزایش نرخ ساخت مسکن و به تناسب آن افزایش قیمت مسکن را سبب خواهد شد و بسیاری موارد دیگر…
حال با احتساب اینکه دولت برنامه دارد به هر فرد ایرانی مبلغی مابین ۶۰۰۰ تا ۲۰۰۰۰ هزار تومان (البته تا این لحظه) پرداخت نماید و این یعنی در بهترین حالت مستضعف ترین خانواده ۴ نفره ایرانی ۸۰۰۰۰ تومان در ماه پس از حذف کامل یارانه ها دریافت خواهد کرد که بر طبق محاسبه قسمت قبل ۴۵۰۰۰ هزار تومان آن را فقط به خاطر افزایش بهای برق و گاز از کف می دهد(البته اشاره شد که بهای برق و گاز برای یک خانواده حداکثر ۳ نفره محاسبه شده بود) آیا ۳۵۰۰۰ هزار تومان باقی مانده کفاف افزایش سرسام آور قیمت هایی که در قسمت قبل توضیح داده شد و احتمالا در تخمینی خوش بینانه باعث افزایش هزینه حداقل ۱۰۰۰۰۰ هزار تومانی در هزینه ماهیانه یک خانواده ۴ نفره خواهد شد را خواهد داد؟
مگر هدف اصلی این طرح بر طبق گفته دولت مردان، فشار کمتر به اقشار آسیب پذیر کشور ما و توزیع عادلانه تر درآمدهای کشور نیست؟ پس چگونه است که بازهم اقشار آسیب پذیر بیشترین ضربه را از اجرای این طرح خواهند خورد؟
سوال سوم- آیا اجرای این لایحه باعث تغییرات در حوزه های دیگر، غیر از امور اقتصادی مردم هم خواهد شد؟
از بحث های صرفا اقتصادی که بگذریم، مطمئنا اجرای این طرح میلیون ها نفر از مردم ما را به طور مستقیم نیازمند و محتاج کمک های ماهیانه دولت خواهد کرد.اتفاقی که قبلا در نهادی با نام کمیته امداد و سازمان بهزیستی اتفاق افتاده است که اکنون در حدود نزدیک ۱۰ میلیون نفر از مردم کشور ما را که شرایط اقتصادی ضعیف تری دارند، زیر پوشش خود دارد. نگاهی دقیق تر به دورنمای اجرای این طرح نشان می دهد با بالا رفتن وابستگی مردم ما، آن هم به صورت مستقیم به دولت، خواسته یا ناخواسته، قدرت دخالت دولت و قابلیت فشار او بر مردم که محتاج کمک های مستقیم او هستند، مضاعف می شود تا جایی که حتی دولت در صورت تمایلش می تواند به عنوان ابزار از مردمی که در صورت قطع کمک های نقدی ماهیانه شان به هر دلیلی، زندگی شان نابود می شود، استفاده نماید و آن ها را به هر سمت و سویی که دلخواهش است، سوق دهد. تصور ادامه این روند نیز با شما دوست عزیز…
این ۳ مساله ای که بیان شد، روشن ترین و عامه فهم ترین معضلات این روش اجرای هدفمند سازی یارانه هاست، آن هم در حالتی که بسیاری زیرساخت ها در بخش های مختلف برخلاف وعده های داده شده آماده نشده است. به طور مثال اجرای قدرتمند و گسترده طرح دوگانه سوز کردن خودروها و ایجاد جایگاه های CNGو … که سال هاست صحبت از آن است یا توجه واقعی به حمل و نقل عمومی، افزایش تعداد اتوبوس یا خطوط مترو و…می توانست بسیاری هزینه ها را در این بخش مصرف سوخت را کاهش دهد.
یا در حالی که عنوان می شود دولت مردان ما نگران مصرف وحشتناک بنزین در کشور هستند و برای نشان دادن این دغدغه شان، سینه ها چاک می دهند و داد از نبودن فرهنگ مصرف در مردم می زنند، حداقل این مسئولین عزیز می توانستند در گام اول حسن نیت خود را با جلوگیری از تولید خودروهای با تکنولوژی ۲۵ سال پیش مانند پژو ۴۰۵ و سمند(که موتور پژو ۴۰۵ را خود جای داده است) و … که مصرف بنزین آن ها در حدود دو برابر استانداردهای روز دنیاست در خودروسازان نشان دهند که همان مثل معروف قسم حضرت ابوالفضل و دم خروس در اینجا نیز تکرار نشود.
یا در بخشی دیگر حمایت دولتی، نظارت دقیق تر و فرهنگ سازی در به طور مثال عایق کاری حرارتی ساختمان ها قبل از به اجرا گذاشتن طرح هدفمندسازی، می توانست تا حدود زیادی ضربه و موج ناشی از افزایش قیمت گاز بر مردم را تعدیل نماید و یا اجرای گسترده و نه فقط نمادین تولید نان های صنعتی با ضایعات کم، مسلما هزینه پرداختی مردم در این بخش را کاهش می داد و بسیاری از موارد دیگر که حتی به قول برخی دولت مردان، نیاز به هزاران نفر-ساعت فکر و بحث کارشناسی هم نداشت و حتی یک انسان عادی نیز توانایی درک این مطلب را داشت که اگر فقط بخشی از این کارها به عنوان پیش نیاز این طرح بزرگ، انجام می پذیرفت، مسلما نه نیاز به توزیع مستقیم پول توسط دولت آن هم به این میزان گسترده بود، نه سرانه مصرف حامل های انرژی در کشور ما اینچنین بالا بود، نه ضایعات نان (یعنی در نهایت همان سرانه مصرف آرد در کشور) به این رقم نجومی می رسید و بسیاری مسائل دیگر که در حال حاضر به عنوان علت وجودی مطرح شدن این لایحه توسط مجریان آن عنوان می شود.
ما برون را ننگریم و قال را ——— ما درون را بنگریم و حال را
در پایان ذکر مجدد این مطلب را لازم می دانم که در این مطلب نیز سعی شد با نگاهی جامع ولی ساده به بررسی و ارائه منصفانه نکات مثبت و منفی موضوع که این بار در مورد لایحه هدفمندسازی یارانه ها بوده، پرداخته شود ولی با این وصف نگارنده همچون هر انسان جایزالخطایی خود را مصون از اشتباه و لغزش نمی داند، به این سبب همه دوستان منتقد را دعوت به بیان نظرات شان به صورت مستدل در قسمت دیدگاه ها می نماید و در صورت امکان تلاش نگارنده بر این خواهد بود که پاسخ این دسته از عزیزان نیز در همان قسمت دیدگاه ها ارائه شود.
پی نوشت: برای آن دسته از دوستانی که با هر دلیلی، تمایل به استفاده از نسخه pdf این مطلب را دارند، این فایل از لینک زیر قابل دریافت می باشد. [دانلود]
با یک کلیک می توانید این مطلب را به سایت بالاترین بفرستید
خدا به داد این مردم برسه، همین الان گرانی دمار از روزگار همه در آورده، دیگه اگه بخواد اینجوری هم ادامه پیدا کنه که…
خیلی مطلبت کامل بود حمید جان. ولی اینجوری که معلومه حتی اگه این لایحه تو اجرا باعث تورم وحشتناک هم بشه و مردم زیر فشار قیمت ها نابود هم بشن، با سیستم تبلیغاتی که اینا دارن، همون صدا و سیما اینقدر گزارش از بهبود وضعیت مردم تهیه می کنه که صدای کسی در نیاد
خیلی خوب و کامل و همه فهم بود آقای محمدی مثل مطالب قبلیتون. من انقدرتو این مدت اخبار و حرف های ضد و نقیض در این مورد شنیده بودم که آخرش نمی تونستم بفهمم این طرح دولت چه جزییات و پیامدهایی داره و الان به عمق این بهتره بگم فاجعه بیشتر پی بردم. موفق باشید
واقعااینجوری پیش بره مردم تحملشون تموم میشه.تا الان فقط یه قشر خاص از مردم که معمولا دانشگاهی ها و تحصیل کرده ها بودن مخالفتشونو شروع کردن ولی مساله شکم و گرسنگی که پیش بیاد خیلی های دیگه هم… مگه اینکه گرسنگی به خیلی ها بفهمونه چی داره سرشون میاد
خیلی مطلب کاملی بود.مخصوصا قسمت مفایسه حداقل دستمزدها تو ایران با کشورهای دیگه، تا حالا از این زاویه به مشکلات این طرح نگاه نکرده بودم.موفق باشی
دیر به دیر آپ می کنی آقا حمیدانقدر سرت شلوغه؟ ولی خداییش وقتی مطلبی اضافه می کنی خیلی مفیدو کامل و واقعا ارزش خوندن رو داره.دمت گرم
این دولت فهمیده دیگه چیزی واسه از دست دادن نداره، نه محبوبیتی نه… پس الان دیگه با خیال راحت تر هرکاری که بخواد بدون توجه به افکار عمومی و مشکلات مردم انجام میده، صدا و سیما هم که حسابی واسه ش سنگ تموم می زاره و…
من با نظر بعضی از دوستان که گفتن صدا و سیما می تونه جهش قیمتی به این شدت رو بازهم با تبلیغات پوشش بده و جلوی حساسیت مردم رو بگیره موافق نیستم. مساله اقتصادی فکر نمی کنم به راحتی قابل توجیه کردن باشه چون مردم هرروز به راحتی تفاوت درآمد و مخارج شون رو حس میکنن.بنابراین فکر می کنم اگه این لایحه با این شکلی که عنوان کردین اجرا بشه مسلما مخالفت های مردمی شدید و گسترده ای رو به دنبال داره
مطلبتون خیلی خوب بود آقای محمدی
به زودی دوران این ها هم می گذره.لحظه ای صبر سحر نزدیک است
همین الان هم مردمی که حتی بعد از انتخابات بی تفاوت بودن، تو این یکی دو ماه فهمیدن چه کلاه گشادی سرشون رفته. گوشت کیلویی ۱۲-۱۳ هزار تومن و تخم مرغ ۱۴۰-۱۵۰ تومن و… تازه هنوز ایت به اصطلاح طرح هدفمندسازی هم اجرا نشده
این تازه اول بدبختیه این ملت، واقعا بعضی وقتا میگم حقمونه که اینا سرمون بیاد.وقتی هرچی رو که می خوان با چند روز تبلیغ و جوسازی بهمون تحمیل می کنند و ملت همیشه در صحنه هم همیشه استقبال می کنه باید بدتر از این هم سرمون بیارن
تحلیل کامل و ارزشمندی بود.موفق باشید
من با اصل قضیه موافقم ولی تو این دولت شک دارم که طرحی صرفآ برای بهبود وضعیت مردم تصویب شه.اینا همش بازی که بودجه ملت بهتر تحت کنترل خودشون باشه.هیچ اعتمادی دیگه به این دولت نیست.مطلب خوبی بود
مطمئن باشید که اجرای این طرح کبریت نهایی به باروت در حال انفجار جامعه خواهد بود. تحلیل کاملی بودآقای محمدی
مطلبت کامل، روشنگر و منصفانه بود مهندس جان مثل همه مطالب قبلیت. از سید دوست داشتنی خدا کمتر از این هم انتظار نمیره دیگه
مطلب بسیار خوبی بود چرا که من همیشه با درک کامل این موضوع مشکل داشتم و با این نوشته قضیه تا حدی برام روشنتر شد.با آرزوی موفقیت برای شما و همه هم نسل ها.
بالاخره از یه جایی باید شروع بشه، تا حالا کسی جرات این کارو نداشته، حالا که یکی پیدا شده و داره مسئولیت این کار سنگین رو به عهده می گیره بازم می کوبنش. انصاف هم چیزه خوبیه
طولانی بود ولی واقعا ارزش خوندن رو داشت.موفق باشید
همین الانم که میری خرید ، وقتی میخوای به قیمتی که روی جنس خورده پول بدی، فروشنده خیلی راحت میگه مثلا انقدر تومن گرون تر شده، حتی چیزای سوپرمارکتی… تصور ادامه این اوضاع بعد از حذف یارانه ها که وحشتناکه
سلام .مرسی از اطلاعات خوبتون.بنظر شما بدتر از این که هست ممکنه؟
من فکر میکنم بالاتر از سیاهی رنگی نیست. فکر میکنید اگر این لایحه اجرایی بشه چه اتفاقی خواهد افتاد؟
فقرا هر روز فقیرتر و ثروتمندان هر روز ثروتمند تر خواهند شد.
جای نگرانی نیست. ما اگر بالاتر نریم پاینتر خواهیم آمد بالاخره خودش تنوعه
جالب، جامع و مفید بود.به نظرم اجرای این لایحه جدای فشاری به مردم میاره یه کاتالیزور واسه جنبش مردمی میشه
شاعر می فرماید: ای که خوشه تو نشد مطلوب هی فحش نده زمین زمان را
یارانه به مهریه بماند کی داده و کی گرفته آن را
[...] وجدان » Blog Archive » هدفمند سازی یارانه ها [...]