انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری هم به پایان رسید. روند اتفاقات، حوادث، برخوردها و موضع گیری های رسمی و غیر رسمی بعد از انتخابات ۲۲ خرداد آنقدر در مواردی آشکار و در مواردی به قدری گنگ و امنیتی بود که شاید هنوز هم بسیاری از اذهان رو در آشفتگی و تردید باقی گذاشته است.
از موضع گیری های رسانه ملی گرفته تا قطع پیامک، محدودیت های اینترنتی و موارد دیگری که با توجه به اطمینانم از آگاهی دوستان عزیز خواننده، نیازی به برشمردن یک به یک آن ها نمی بینم. فقط در اینجا لازم دانستم برای اینکه در عمل و نه به حرف، در حد توان خودم که مسلما قابل مقایسه با رسانه ملی با آن پوشش گسترده نیست در انتشار نظرات موافق و مخالف تخلف در انتخابات، رعایت بی طرفی و امانت داری را انجام داده باشم، لینک های مرتبط را از مراجع اصلی در اینجا قرار داده و قضاوت نهایی را بر عهده خوانندگان محترم قرار دهم
دلایل مخالفین تخلف در انتخابات (پاسخ وزارت کشور به معترضین به سلامت انتخابات)
متن کامل نظر نهایی شورای نگهبان در تایید انتخابات
دلایل موافقین تخلف در انتخابات (مقاله جامعی برگرفته از سایت ویکی پدیا)
متن کامل بیانیه مهندس موسوی پس از تایید نهایی انتخابات توسط شورای نگهبان
حال به این علامت سوال می رسیم که اکنون چه باید کرد؟ اگر واقع گرایانه نگاه کنیم باید بپذیریم که انتخابات به صورت رسمی با همه آن اما و اگرها به پایان رسیده است، پایانی که می توانست با اندکی تدبیر در جهت مصالح ملت و کشور و دوری جستن از فضای امنیتی و شفاف نگه داشتن فضای اطلاع رسانی در رسانه ملی و مطبوعات، بسیار شیرین تر و دلپذیرتر باشد.
کاش در عمل میزان رای ملت است را بدون نگرانی از نتیجه ی انتخاب آنان، پاس می داشتیم، فارغ از اینکه قرعه فال به نام کدام کاندیدا از کدام جناح زده می شد. کاش باور می کردیم که افراد وابسته به کشورند نه کشور و نظام وابسته به افراد. کاش باور می داشتیم حتی رای منفی مردم به رییس جمهور قبلی، رای منفی به عملکرد اوست نه رای منفی به کشور و نظام و فقط حضور ۸۵ درصدی مردم را نشان باور به دمکراسی در کشور می دانستیم نه رای به ابقای یک رییس جمهور به هر قیمتی.
اکنون دوره کاش ها دیگر گذشته و نشستن و افسوس خوردن، گره ای از مشکلی باز نخواهد کرد. در رخوت و ناامیدی باقی ماندن جز کمک به گسترش فضای یک طرفه اطلاع رسانی و جریان سازی، ثمره ای دیگر را را به همراه نخواهد داشت. پس دیگر اطاله کلام بیش از این مقدار جایز را نمی دانم. فصلی نو آغاز شده است، چهار سال دیگر در پیش است، چهارسالی که عملکرد دولت در آن چه بخواهیم و چه نخواهیم، چه مشروعش بدانیم و چه ندانیم، بر زندگی روزمره ما و اقتدار و عزت کشور ما تاثیرگذار است.
من هم در درجه اول فارغ از افکار سیاسی شخصی خودم، خود را یک ایرانی می دانم، بنابراین هدفی را مهم تر از رفاه، آزادی، استقلال و شاد بودن هموطنانم برای خود سراغ ندارم، پس در حد بضاعت خودم با حفظ نگاه انتقادی به عملکردهای مسئولین و اطلاع رسانی در مورد نقاط ضعف و قوت در زمینه های مختلف، نقش کوچک خود در خدمت به مردم و کشورم را استمرار خواهم بخشید.
روزگاری خواهد آمد خوب، مال ماست، خواهمش امروز، سازمش فردا