خرداد
۱۵چرا موسوی؟
دسته : (جامعه) نگارده شده توسط سید حمید محمدی در ۱۵-۰۳-۱۳۸۸
همیشه علاقه مند بودم در بحث های منطقی مشارکت داشته باشم، بحث هایی که در بیان نظرات، اسیر احساسات و هیجانات زودگذر نباشیم و با استدلال و منطق و نگاهی کاوشگرانه به تجربیات گذشته حتی گذشته نزدیک، نگاه و استدلال های خودمان رو بیان کنیم، مخصوصا در بحث هایی که با انتخابات به عنوان یک راه کار برای بیان نظر عمومی مردم در جوامع دمکراتیک و در نمایی کوچکتر از آن در جوامع با دمکراسی حداقلی سر و کار دارد. در دور قبل انتخابات ریاست جمهوری، بیشتر با دوستان تحریمی بحث وبه این مساله تشویق شان می کردیم که حتما رای بدهند که بعضی ها قانع شدند و رای دادند و بعضی ها با اصرار بر این جمله که ((چه فرقی داره بین کاندیداهای مورد تایید این نظام، کی رییس جمهور میشه))، با افتخار و اطمینان به حرکت خطیرشون، شجاعانه! در خانه نشستند ورای ندادند و شاید یکی از عواملی شدند که کار به اینجا رسید.
تجربه نشان داده همیشه هزینه تحریم کردن و در خانه نشستن کمتر از فعالیت برای کاندیداهای تا حدودی معقول تر بوده، هزینه ای که در دولت نهم خیلی از دوستان فعالم در دوره قبل انتخابات ریاست جمهوری و شاید تا حدودی خود هم مجبور به پرداختنش شده ایم. بگذریم، در حال حاضر و در این دوره بحث تحریم، کمرنگ تر شده است و شاید این چهارسال، حداقل این مورد را سبب شد که خیلی مسائل درک و با پوست و استخوان مردم احساس بشود.
در دوره اخیر، بیشتر بحث ها پیرامون این موضوع است که مردم، مخصوصا دوستان جوان، به منطق رای بدهند، نه به هیجان و شعارهای صرفا زیبا ولی بی پشتوانه و غیر قابل انجام، شعارهایی که بارها و بارها از زبان جناح های مختلف از اصلاح طلب گرفته تا اصول گرا شنیده ایم و می شنویم ولی در عمل…
این مطلب، احتمالا تبدیل به یک پست طولانی خواهد شد، چون تصمیم دارم با استدلال و نگاه مصداقی و تاحدودی تفصیلی تر، دلایل انتخابم را بیان کنم. همچنین مانند پست های قبلی خوشحال می شوم که نظرها و انتقادهای مصداقی و منطقی همه دوستان رو در بحث های مستدل شون بخوانم و در صورت امکان به آن ها پاسخ بدهم. پیشاپیش هم از طولانی شدن این مطلب پوزش میخواهم و از تحمل و حوصله تان هم تشکر می کنم.
چرا موسوی؟ از دیدگاه شخصی بنده، حتی با توجه به انتقادات زیادی که به آقای مهندس موسوی و همچنین نحوه برخی فعالیت های برخی اطرافیان و حامیان ایشان دارم، باز هم موارد و فاکتورهای زیادی وجود دارد که باعث م یشود که ایشان رو مناسب تر از سه کاندیدای محترم دیگر برای کسب جایگاه ریاست جمهوری بدانم که برای طولانی نشدن مطلب تنها در ۹ مورد این فاکتورها رو جمع بندی خواهم کرد:
۱- اصرار به پایبندی به قانون: این مساله در سوابق ایشان مخصوصا در دوره نخست وزیری و حتی در گفتار و رفتار ایشان به صورت عینی قابل مشاهده است. اگر بخوام به صورت مصداقی صحبت کنم می توانم از قانون گرایی مهندس موسوی در دوره تصدی نخست وزیری یاد کنم که در مواردی اصرار ایشان بر این مساله سبب بروز برخی اختلافات مابین ایشان و سایر مسئولان کشور در آن برهه زمانی گشته بود. همچنین اشاره به احترام و التزام ایشان به قانون در بحث ها و سخنرانی ها و احترام کامل حتی به قوانین مناظره در هر شرایطی می تواند مصادیق ساده ای در تایید این مورد باشد.
۲- عدم استفاده از وعده ها و شعارهای زیبا ولی فاقد قابلیت های اجرایی: این گونه قول ها و وعده ها، معمولا فقط برای جذب آرا در دوره انتخابات بیان می شوند و بعد از انتخاب فرد به عنوان رییس جمهور با توجه به عدم توانایی یا عدم صلاحیت به معنی قرار نداشتن انجام آن وعده یا شعار در چهارچوب وظایف رییس جمهور، به راحتی هم از طرف فرد منتخب و هم از طرف مردم به بوته فراموشی سپرده می شود. از شعارهای ۷۰ هزار تومنی گرفته تا نفت بر سر سفره ها و…
واقعا با چه منطقی می توان پذیرفت که به جای سرمایه گذاری زیربنایی که در تمام دنیا با پول منابع زیرزمینی و خدادادی برای نسل فعلی و آینده شان انجام می شود، ما هرماه ۷۰ هزارتومان به هرفرد ایرانی پرداخت کنیم؟ حتی اگر رشد وحشتناک نقدینگی و به تناسب آن افزایش جهشی تورم را هم در نظر نگیریم، واقعا چگونه می توانیم در حق نسل آینده این کشور اینقدر کوتاهی کنیم وجفاکار باشیم.
من ضمن احترام به آقای کروبی و تیم کاری محترم ایشان واقعا تعجب می کنم در حالی که حتی کشورهای عربی نظیر کویت سال هاست که به انجام سرمایه گذاری زیربنایی برای نسل های آینده پرداخته اند و از پول نفت برای ساخت صنایع زیربنایی و مولد یا سرمایه گذاری از طرف مردم کشورشان در کارخانه ها و بورس های مختلف دنیا استفاده می کنند و طبق آمار بیش از میلیاردها دلار در کارخانه ها و بورس های معتبر دنیا سرمایه گذاری کرده اند،آن هم سرمایه گذاری هایی که اصل سرمایه و سود آن، حتی پس از اتمام منابع نفتی برای رفاه نسل آینده کشورشان باقی و ماندگار می ماند، این چگونه شعاری است که در قرن بیست ویکم، از طرف کاندیداهای ریاست جمهوری ما به مردم داده می شود؟
آیا این چیزی جز خرید رای و جذب آرای عده زیادی از نیازمندان و محرومینی است که در کشورما وجود دارند و آنقدر درگیر مشکلات معیشتی هستند که بدون تامل در انجام پذیر بودن این قبیل وعده ها و تاثیرات جانبی در نهایت مخرب آن بر شرایط اقتصادی خود و فقط از روی نیاز به عنوان یک آرام بخش و مسکن حتی برای التیام موقت مشکلات معیشتی شان، از این گونه شعارها استقبال می کنند؟ آیا رای آوردن امروز ما آنقدر ارزشمند است که آینده کشورمان را فدای کسب قدرت امروزمان کنیم؟ حال بگذریم که این وعده ها حتی در صورت پیروزی فرد در انتخابات باید تاییدیه مجلس اصول گرای هشتم را بدست آورد که این خود با توجه به حاشیه های این طرح جای بحث و تامل و تردید های فراوانی را دارد.
۳- استفاده از ظرفیت های قانونی موجود: چون قرار بر این شد که مصداقی صحبت کنم، شما را ارجاع می دهم به مناظره آقای مهندس موسوی با آقای دکتر رضایی. اذعان می کنم که بحث مطرح شده آقای رضایی در مورد برنامه شان برای ایجاد مناطق فدرال اقتصادی که از نظر بکار بردن کلمات برای بیننده حتی خود من، بسیار جذاب بود. مخصوصا بکاربردن کلمه فدرالی که توسط آقای رضایی در آن بحث بکار گرفته شد، ولی در عمل و با نگاه واقع بینانه، مسلما این کار نیاز به تصویب قانون جدید توسط مجلس دارد که ایجاد لایحه توسط دولت، ارائه آن به مجلس و تایید و احیانا عدم تایید آن در مجلس به غیر از مساله زمان بر بودن، مسلما اما و اگرهایی هم نیز به دنبال خود دارد، ولی مهندس موسوی بدون بازی با کلمات با نشان دادن اشراف کامل خود به ظرفیت های قانونی موجود، مساله شوراهای منطقه ای را مطرح کردند که در قوانین موجود هم پیش بینی شده و حتی نیازی به ارجاع جهت تایید به مجلس هم ندارد و فقط با تنظیم یک برنامه مدون توسط رییس جمهور قابل اجراست.
۴- احترام به حقوق شهروندی، متانت و ادب: مساله حقوق شهروندی و آزادی های مدنی مساله ای است که این روزها در گفتار و شعار به راحتی دست آویزی برای جلب آرا توسط برخی کاندیداهای محترم چه اصلاح طلب و چه اصول گرا قرار می گیرد. آیا از دیدگاه شما، واقعا از کاندیداهایی که گاه در جلسات سخنرانی یا مناظره و یا در پاسخ به سوال ها و انتقادهایی که از آن ها صورت می گیرد، عصبانی می شوند و باتوهین، شروع به انگ و برچسب زدن به مخاطب خود می کنند، می توان انتظار احترام به آزادی بیان و پاسخ گو بودن به سوالات و ابهامات، پس از کسب جایگاه ریاست جمهوری را داشت؟
در این مورد خارج از بحث ایجاد معاونت حقوق بشر و شهروندی که مهندس موسوی آن را مطرح کرده است و به واقع نیز در حیطه اختیارات رییس جمهور قرار دارد یا بحث برخورد با مساله ستاره دار کردن دانشجویان و… ، با ارجاع دادن شما به مناظره ی مهندس موسوی و دکتر احمدی نژاد با تمام آن حاشیه ها ، فکر نمی کنم متانت، ادب، پاسخگویی و احترام به آداب و قوانین مناظره و حتی حقوق شهروندی دکتر احمدی نژاد در مقام رقیب و منتقد، توسط آقای مهندس موسوی به هیچ عنوان جای شک و تردیدی را در این مورد باقی گزارد.
البته با مراجعه به سخنرانی های مختلف دانشجویی و عمومی مهندس موسوی بازهم می توان به راحتی به این مساله پی برد.اصرار ایشان به اجازه دادن به مخالفین حتی مخالفین سازماندهی شده با سوال ها و اتهامات تکراری برای طرح سوال شان، نشان از اعتقاد عملی آقای موسوی در رعایت حقوق شهروندی است.
۵- احترام به حقوق زنان و اقلیت ها: بازهم بدون توجه به سوابق مهندس موسوی در زمان نخست وزیری که در سخنرانی ها و حتی بخشنامه ها و دستورالعمل های مختلف از حقوق اقلیت های مذهبی آن هم با وجود محدودیت های کشور در آن زمان، حمایت کرده است، امروز هم با صراحت، بحث عدم وجود شهروند درجه یک و دو در دیدگاه شان، رفع تبعیض جنسیتی در سهمیه کنکور برای دختران و … را مطرح می کنند و برخلاف بسیاری کاندیداهای محترم دیگری که فقط مدعی این مساله در شعارهای خود هستند، در عمل هم ایشان با در دست گرفتن دست همسر خود در سفرهای انتخاباتی و همراه کردن ایشان با خود، از وجود همسری تحصیلکرده و فرهیخته در کنار خود ( بدون توجه به هنجارهای تابوی کاندیداهای محترم ریاست جمهوری که تاکنون درحالیکه در حرف و شعار مدعی حمایت از حقوق زنان بودند،هیچگاه حاضر نبودند به همراه همسر خود در جلوی دوربین های تلویزیونی حاضر شوند) استفاده کرده است.
۶- صراحت و صداقت: صداقت به این معنا که هیچگاه سعی نکرده است با اطمینان، وعده ای بدهد که به تنهایی در حوزه اختیارات رییس جمهور قرار ندارد و انجام آن در ابتدا نیاز به تعامل با سایر قوای کشور را دارد، در حالیکه که برخی از کاندیداهی محترم، به راحتی و تنها با هدف جذب آرای بیشتر، وعده های زیبا ولی غیرعملی بسیاری را مطرح کرده اند که به هیچ عنوان انجام آن ها به تنهایی در محدوده قدرت رییس جمهور قرار ندارد. ارجاع تان می دهم به مناظره مهندس موسوی و دکتر رضایی که مهندس موسوی به صراحت به این موضوع اشاره کرده اند که خیلی از کارها را را می توانم در صورت کسب جایگاه ریاست جمهوری بلافاصله انجام دهم مانند برطرف کردن مساله ستاره دار کردن دانشجویان، رفع تبعیض جنسیتی در سهمیه کنکور برای دختران و.. ولی بسیاری از کارها هم نیاز به تعامل با سایر قوای کشور را دارد واین نشانی بر صداقت وعده های انتخاباتی آقای موسوی است.
۷- داشتن اطلاعات متنوع در زمینه های مختلف: داشتن اطلاعات تاریخی، سیاسی و اقتصادی مختلف و توجه به الگوهای مشابه تحول اقتصادی و… در سایر کشورها، نشان دهنده اعتقاد ایشان به علمی بودن برنامه ها و استفاده از تجربیات کاربردی و در نتیجه جلوگیری از تصمیمات هیجانی در مسائل کلان کشور است. به طور نمونه در مناظره ایشان با دکتر رضایی، آقای موسوی، بحث چگونگی تلفیق اقتصاد آلمان شرقی و غربی و پیامدهای آن را مطرح کردند که خود نشان است گستردگی مطالعات سیاسی و اقتصادی و… مهندس موسوی حتی با توجه به تحصیلات آکادمیک با عنوان یک معمار هنرمند را دارد.
۸- داشتن منطق رفتاری و عدم برخورد هیجانی: در شرایطی که برخی کاندیداهای محترم ریاست جمهوری در شرایط مختلف با دیدن هیجان مخاطبین و سوت وکف، هیجان زده شده و گاهی وعده های بدون پشتوانه می دهند یا شاخه گل به سوی دختران جوان پرتاب می کنند، آقای موسوی حتی در جلسات دانشجویی که همه ما خوب می دانیم، سرشار از انرژی و هیجان است در پاسخگویی بسیار منطقی عمل کرده و سخت تلاش کرده است که وعده های غیرمنطقی و هیجانی را در هر شرایطی به مخاطبش ندهد.
به طور نمونه در سخنرانی در دانشگاه زنجان در پاسخ به سوال دختر دانشجویی که از وی خواست به صراحت، قانون رفع تبعیض زنان در دولت احتمالی خود را تایید یا رد کند، پاسخ داد ((این سوال غیر علمی است، اگر پرسش این است که در صورت وجود تبعیض اقدام به تنظیم لوایح جدید و ارائه آنها به مجلس اقدام خواهید کرد، جواب من آری است اما اگر سوال شما تغییر قوانین است، جواب من این است که در این باره اختیاری نداریم)) چون تغییر قوانین وظیفه مجلس است نه رییس جمهور. این در حالی ست که برخی از کاندیداهای محترم به راحتی در شرایط مشابه جواب مثبت داده و سوت و کف لحظه ای را به تعهدات شان در مورد صداقت با مردم ترجیح می دهند.
۹- استفاده از ظرفیت های مختلف مدیریتی در کابینه: این مطلب به راحتی در سوابق آقای موسوی قابل مشاهده است، چون ایشان در کابینه شان در زمان نخست وزیری از بیش از ۹ وزیر مخالف با خودش از نظر عقیده سیاسی استفاده کرده است و این نشان از مخالفت ایشان با تک صدایی در کابینه و در نتیجه پوشیده ماندن بسیاری از نقاط ضعف به دلیل عدم وجود روحیه انتقادپذیری در رییس دولت را دارد . حال اینکه برخی دیگر از کاندیداهای محترم در عمل، فقط اطرافیان یا به طور مطلق همفکران خود را وارد کابینه کرده یا از همین حالا مناصب مختلف را فقط در میان حامیانشان تقسیم نموده اند.
عدم وجود چرخه سالم در سیستم مدیریتی چه آنچه در دولت آقای احمدی نژاد اتفاق افتاده یا آنطور که محتمل است و با توجه به سخنان برخی کاندیداهای محترم که حتی برخی صاحبان مناصب در دولت احتمالی شان را از هم اکنون نیز معرفی کرده اند، نشان از چیدمان کابینه صرفا بین حامیان مطلقا هم فکر، بدون توجه به شایسته سالاری و عدم استفاده از تجربیات مدیران موفق با تفکر سیاسی مخالف را دارد.
از بیان دیگر دلایل، از جمله مساله پایین ترین نرخ تورم یا بالاترین نرخ تولید ناخالص ملی و پایین ترین میزان رشد نقدینگی در سی سال گذشته که هرسه در زمان نخست وزیری ایشان و در آن شرایط دشوار جنگی اتفاق افتاده است، همچنین کاهش ضریب جینی در طول زمان نخست وزیری ایشان که در آن شرایط دشوار کشور بیشتر به معجزه ای شبیه است و یا عدم وجود بدهی خارجی در پایان آن جنگ سهمگین و… که نشان از توانایی مدیریت ایشان در سخت ترین شرایط را دارد به دلیل طولانی نشدن مطلب، بیش از این مقدار، صرف نظر می کنم.
در پایان هم، ضمن احترام به همه کاندیداهای محترم انتخابات ریاست جمهوری دهم، که هرکدام مسلما هم ویژگی ها و توانایی های خاص خود را دارند، از صراحت و گاهی تابوشکنی های حجت الاسلام کروبی گرفته تا برخی برنامه های مستدل و واقعا منطقی آقای رضایی و حتی برخی زحمات و تلاش های دکتر احمدی نژاد در دولت نهم که نفی همه آن ها حتی به دلیل وجود برخی اشتباهات قابل توجه، مسلما مصداق بی انصافی است و با توجه به مواردی که در این مطلب به آن ها اشاره نموده ام ، با اطمینان و بدون رویاپردازی و کاریزما سازی از توانایی ها و شخصیت آقای مهندس موسوی، ضمن احترام به همه نظرات مخالف و موافق، رای خودم را به ایشان اختصاص می دهم. به امید اینکه همیشه میزان رای ملت باشد